وسوسه کردن /væsvæse kær dæn/ Verb
- English
- tempt
- Polski
- kusić / skusić
Example
- هوای گرم ما را به پیادهروی [وسوسه کرد]؛ یک وسوسهی دلنشین.
- The warm weather tempted us to go for a walk.
- استفاده از وسوسه کردن برای موقعیتهای مثبت (مثل آب و هوا) رایج است.