به‌کار گرفتن /be-kɒːr ɡe-re-tæn/ Verb

English
exert
Português
empreender

Example

  • او تمام اختیاراتش را برای وادار کردنِ آن‌ها به پذیرش طرح، اعمال کرد.
  • He exerted all his authority to make them accept the plan.
  • استفاده از «اعمال کردن» برای قدرت، بسیار رایج و رسمی است.