خلق /xælq/ Noun

English
creation
Português
criação

Example

  • آفرینش شغل باید اولویت اصلی باشد. (خلق / پدیدآوری / ایجاد)
  • Job creation needs to be the top priority.
  • استفاده از «آفرینش» برای مفاهیم اقتصادی مدرن رایج است.