بر /bær/ Preposition
- English
- upon
- Português
- sobre / ao
Example
- سنگینیِ دنیا بر شانههایش آرمیده بود. (بر / روی / به محضِ) — وزن دنیا روی دوش او بود.
- The weight of the world rested upon his shoulders.
- استفاده از «بر» در اینجا لحنی ادبی و سنگین ایجاد میکند.