بازداشتن /bɒːzdɒːʃtæn/ VerbEnglishinhibitPortuguêsinibirExampleتورم شدید، سرمایهگذاری در بخش فناوری را **بازمیدارد**.High inflation inhibits investment in the tech sector.استفاده از 'بازداشتن' برای مفاهیم اقتصادی رسمیتر است.