بیرونی /biːruːniː/ Adjective
- English
- outer
- Português
- exterior
Example
- لایهٔ **بیرونی** پوست از بدن محافظت میکند. (لایهٔ **برونی** / لایهٔ **ظاهری**)
- The outer layers of the skin protect the body.
- استفاده از 'بیرونی' در اینجا کاملاً طبیعی و رایج است.