داشتن /dɒːʃtæn/ Verb
- English
- possess
- Português
- possuir
Example
- او متهم به داشتن [داشتن/مالک بودن/برخوردار بودن] یک قبضه سلاح گرم بدون مجوز شد.
- He was charged with possessing a shotgun without a licence.
- در اینجا «داشتن» سادهترین و طبیعیترین انتخاب است.