دستور /dæsˈtuːɾ/ اسم

English
command
Português
comando

Example

  • سرباز با شنیدن **فرمانِ** شلیک، آتش را آغاز کرد.
  • The sergeant gave the command to fire.
  • فرمان در اینجا به معنای دستور نظامی است.