گیج /ɡiːdʒ/ Adjective

English
confused
Português
confuso(a)

Example

  • من گیج شدم (سردرگم / مات) — می‌شود دوباره توضیح دهید؟
  • I'm confused—could you explain that again?
  • استفاده از فعل «شدن» برای بیان تغییر حالت ذهنی رایج است.