ست کردن /sæt kær.dæn/ Adjective
- English
- matching
- Português
- que combina
Example
- دو خواهر لباسهایی با طرحی **همخوان** پوشیده بودند. (همخوان / جور / متناسب) — از نظر ظاهری کاملاً به هم میآمدند.
- The two sisters wore matching outfits.
- همخوان برای لباس و ظاهر بسیار رایج است.