هزینه /hæziːˈne/ Noun
- English
- expenditure
- Português
- despesa
Example
- دولت در تلاش است تا هزینهکردِ نظامی را مهار کند. (تحلیلِ میزانِ صرفِ مالی)
- The government is trying to curb military expenditure.
- استفاده از «مهار کردن» برای کنترل هزینهها بسیار رایج است.