هدایت کردن /hedɒːjæt kær dæn/ Verb
- English
- steer
- Português
- direcionar
Example
- او قایق را به سوی بندرگاه هدایت کرد (راندن / سکان گرفتن / مسیر دادن) — او با مهارت قایق را به لنگرگاه راند.
- He steered the boat into the harbour.
- راندن برای وسایل نقلیه ملموستر است.