موفق /movæffæʁ/ Adjective
- English
- successful
- Português
- bem-sucedido
Example
- آزمایش کاملاً به ثمر نشست. (کامیاب / موفق / به نتیجه رسیده) — این واژه بار گرمی دارد.
- The experiment was entirely successful.
- استفاده از 'به ثمر نشستن' برای نتایج ملموس رایج است.