خوشمشرب /xoʃ.mæɾ.bæ/ Adjective
- English
- amiable
- Português
- amável
Example
- میزبانِ او بسیار خوشبرخورد بود و باعث شد همه احساس راحتی کنند.
- He was an amiable host, making everyone feel welcome.
- استفاده از خوشبرخورد برای توصیف رفتار میزبان در جمع، بسیار رایج است.