جهان‌گرد /dʒæhɒːnˈɡærd/ Noun

English
traveller
Português
viajante

Example

  • او یک مسافرِ مکررِ بلژیک است. (رهرو / جهانگرد / سیاح)
  • She is a frequent traveller to Belgium.
  • استفاده از «مسافر» برای اشاره به کسی که زیاد سفر می‌کند، رایج است.