گرایش /ɡerɒːˈjeʃ/ Noun
- English
- penchant
- Português
- inclinação
Example
- او میلِ شدیدی به موسیقی کلاسیک دارد. (میلِ شدید / گرایش / تمایل) — او به موسیقی کلاسیک میلِ شدید دارد.
- She has a penchant for classical music.
- استفاده از «میلِ شدید» بسیار صمیمی و در عین حال فاخر است.