متفاوت /motefɒːveːt/ Adjective
- English
- different
- Português
- diferente
Example
- هر فرد داستانی متفاوت دارد، و هر داستانی شایستهی شنیده شدن است (هر انسان داستانی متمایز دارد که پیریزیِ (ساختن / بنا کردن / ایجاد) آن منحصر به فرد است).
- Every person has a different story, and every story deserves to be heard.
- تأکید بر فردیت و منحصر به فرد بودن هر تجربه انسانی.