متقابل /motaghɒːbæl/ Adjective
- English
- mutual
- Português
- mútuo
Example
- آنها علاقهٔ **متقابل** به داستانهای علمی-تخیلی داشتند. (علاقهٔ **دوطرفه** / علاقهٔ **مشترک**)
- They shared a mutual interest in science fiction.
- استفاده از «متقابل» در اینجا بسیار طبیعی و فاخر است.