موش /muːʃ/ Noun

English
mouse
Português
rato

Example

  • موشِ خانگی پشت کابینت پنهان شد. (موشِ کوچک / جوندۀ کوچک / موش خانگی) — از موشِ خانگی پشت کابینت پنهان شد.
  • The house mouse scurried behind the cupboard.
  • استفاده از اضافه (ـِ) برای پیوند موش و خانگی ضروری است.