پرواز /pæɾˈvɒːz/ Noun

English
flight
Português
voo

Example

  • پروازِ (تأخیر کردن / به تعویق افتادن / دیر شدن) به دلیل بدی آب‌وهوا بود.
  • The flight was delayed due to bad weather.
  • تأخیر در پروازها در ایران امری رایج است و معمولاً با صبر پذیرفته می‌شود.