پیچیده /piːtʃiːdɛ/ Adjective
- English
- complex
- Português
- complicado / complexo
Example
- سیستم مالیاتی کشور بهطرز نگرانکنندهای **پیچیده** است. (درهم / چندلایه)
- The tax code is notoriously complex.
- پیچیده برای قوانین و ساختارهای انتزاعی بسیار رایج است.