رنج کشیدن /ɾændʒ keʃiːdæn/ VerbEnglishsufferPortuguêssofrerExampleاز دیدن رنج حیوانات بیزارم؛ [رنج بردن] حیوانات آزارم میدهد.I hate to see animals suffering.استفاده از «آزار دادن» برای بیان احساس انزجار از رنج دیگران.