محکوم کردن /mæhkuːm kær dæn/ Verb
- English
- condemn
- Português
- reprovar
Example
- رهبران جهان گرد آمدند تا تجاوز بیدلیل را سرزنش کنند.
- The world leaders gathered to condemn the unprovoked invasion.
- استفاده از سرزنش کردن برای موضعگیری بینالمللی، لحنی قاطع دارد.