شهرستان /ʃæhrestɒːn/ Noun
- English
- county
- Português
- condado
Example
- شهرستانهای روستایی غرب میسیسیپی، جمعیت پراکندهای دارند.
- The rural counties west of the Mississippi are sparsely populated.
- استفاده از 'شهرستان' برای انتقال مفهوم جغرافیایی-اداری.