سوپ /suːp/ NounEnglishsoupPortuguêssopaExampleایشان یک [سوپ] مرغ غلیظ برای خانواده [تدارک دیدند].She prepared a hearty chicken soup for the family.تدارک دیدن (فعل مرکب) حس مراقبت را منتقل میکند.