عظیم /æziːm/ Adjective

English
huge
Português
imenso

Example

  • شرکت سودِ **بسیار بزرگی** به دست آورد. (سودِ **کلان** / سودِ **عظیم**)
  • The company made a huge profit this quarter.
  • در فارسی، «بسیار بزرگ» رایج‌ترین و خنثی‌ترین انتخاب است.