آماتور /ɒːmɒːˈtuːɾ/ Adjective
- English
- amateur
- Português
- amador
Example
- او یک ستارهشناسِ [تازهکار] است که شبهایش را صرف نقشهبرداری ستارگان میکند.
- She is an amateur astronomer who spends her nights mapping the stars.
- در اینجا «تازهکار» بار منفی ندارد و صرفاً به وضعیت یادگیری اشاره دارد.