نوجوان /nowdʒævɒːn/ Noun

English
teens
Português
adolescentes

Example

  • او نوشتن شعر را در **سال‌های نوجوانی‌اش** آغاز کرد.
  • She began writing poetry in her teens.
  • استفاده از «سال‌های نوجوانی» بسیار رایج و گرم است.