لمس کردن /læms kær.dæn/ Verb

English
touch
Português
tocar

Example

  • از دست زدن به آن بشقاب داغ پرهیز کن!
  • Don't touch that plate—it's hot!
  • «دست زدن» رایج‌ترین معادل محاوره‌ای است.