درهم شکستن /dær.hæm.ʃe.kæs.tæn/ فعل

English
devastate
Português
devastar

Example

  • سیل، دهکده کوچک را «به کلی ویران کرد» (از پا درآوردن / نابود ساختن / متلاشی نمودن) — از: The flood devastated the small village.
  • The flood devastated the small village.
  • استفاده از «کردن» در افعال مرکب، زبان را روان و مدرن نگه می‌دارد.