زندگی کردن /zendegiː kær dæn/ Verb
- English
- live
- Português
- viver / morar
Example
- آنها در خانهای دنج کنار رودخانه زندگی میکنند (زیستن / بودن / به سر بردن) — از: آنها در خانهای دنج کنار رودخانه زندگی میکنند.
- They live in a cozy house by the river.
- رایجترین و خنثیترین شکل بیان است.