اجتماع /edʒtemɒːʕ/ اسم

English
congregation
Русский
община

Example

  • اهل جماعت برخاستند تا سرود مذهبی را بخوانند.
  • The congregation stood to sing the hymn.
  • استفاده از 'اهل جماعت' حس صمیمیت و تعلق را منتقل می‌کند.