آسیب زدن /ɒːsiːb zædæn/ VerbEnglishinjureРусскийповредитьExampleاو در حین بازی تنیس مچ دستش را <جراحت برداشتن / آسیب دیدن / مجروح شد>.She injured her wrist during the tennis match.در اینجا، «آسیب دیدن» (مجهول) رایجتر است.