کیف /kiːf/ Noun

English
bag
Русский
Сумка

Example

  • او کیف ورزشی‌اش را با لباس‌های تمیز پر کرد تا برای تمرین آماده باشد.
  • She packed her gym bag with fresh clothes.
  • کیف ورزشی نماد نظم و آمادگی برای شروعی تازه است.