بازنشستگی /bɒːznæʃæstegiː/ Noun
- English
- retirement
- Русский
- выход на пенсию
Example
- او از زندگی در حومه شهر در دورانِ [بازنشستگی] لذت میبرد.
- She is enjoying her retirement in the countryside.
- استفاده از «دورانِ» حس صمیمیت و دوره زمانی را تقویت میکند.