مستقر کردن /mostæɣær kær dæn/ فعل

English
deploy
Русский
развернуть / деплоить

Example

  • دولت برای کنترل اوضاع، نیروهای امنیتی بیشتری را در مرکز شهر [به کار بست].
  • The government deployed extra police to the city center.
  • اینجا حسِ اعزام و استفاده‌ی تاکتیکی مد نظر است.