درگیر /dærˈɡiːr/ Adjective

English
involved
Русский
вовлечённый

Example

  • بعضی‌ها سعی کردند جلوی دعوا را بگیرند، اما من نمی‌خواستم [درگیر شوم].
  • Some people tried to stop the fight but I didn't want to get involved.
  • در اینجا فعل «درگیر شدن» بار معنایی 'involved' را می‌رساند.