اطمینان دادن /etmiːnɒːn dɒːdæn/ Verb

English
reassure
Русский
успокоить

Example

  • او سعی کرد با جملاتش او را دلگرم کند که پرواز بی‌دردسر خواهد بود. (آسوده خاطر ساختن / اطمینان دادن / آرام کردن)
  • He tried to reassure her that the flight would be smooth.
  • استفاده از «دلگرم کردن» در اینجا لحنی صمیمی و حمایتی دارد.