تمرکز /tæmærkɒːz/ Noun

English
focus
Русский
Концентрация

Example

  • کانون اصلی جلسه، بودجۀ جدید بود. (تمرکز / کانون / محور) — از: The main focus of the meeting was the new budget.
  • The main focus of the meeting was the new budget.
  • استفاده از کانون برای اشاره به مرکزیت موضوع رایج است.