متواری شدن /motavɒːriː ʃodæn/ فعل
- English
- abscond
- Русский
- СБЕЖАТЬ (с целью уклонения)
Example
- مظنون [گریز کرد] (متواری شد / رخت بربست) با اسناد سرقتی.
- The suspect absconded with the stolen documents.
- استفاده از «رخت بربستن» لحنی ادبیتر و سریعتر دارد.