حل شدن /hæl ʃodæn/ VerbEnglishdissolveРусскийРАСТВОРИТЬСЯExampleهم بزنید تا شکر «حل شود» (آب شود / ناپدید شود)؛ این ترکیب بسیار رایج است.Stir until the sugar dissolves.استفاده از «حل شدن» برای مواد شیمیایی و خوراکی استاندارد است.