ذوب شدن /zob ʃodæn/ Verb

English
melt
Русский
таять

Example

  • برف نشانه‌ای از آب شدنِ [آب شدن / ذوب شدن / گداختن] نداشت.
  • The snow showed no sign of melting.
  • در اینجا، آب شدن حالت طبیعی برف را توصیف می‌کند.