مدیریت /modiːriːjæt/ Noun

English
management
Русский
менеджмент

Example

  • او در «مدیریتِ» پروژه‌های بزرگ استعداد دارد.
  • She has a talent for project management.
  • استفاده از «مدیریت» در کنار «استعداد» بسیار رایج است.