مقدم بودن بر /moɢæddæm buːdæn bær/ Verb

English
precede
Русский
предшествовать

Example

  • سال‌هایی که [مُقدَّم بودن: پیشی گرفتن/جلوتر بودن] بر جنگ، با تنش همراه بود.
  • The years preceding the war were marked by tension.
  • استفاده از «مُقدَّم بودن» در اینجا لحنی فاخر به متن می‌دهد.