تعامل /tæ.ɒːmol/ Noun

English
engagement
Русский
Вовлеченность

Example

  • اعلامیهٔ نامزدیِ ایشان در روزنامهٔ محلی به چاپ رسید.
  • Their engagement was announced in the local paper.
  • در اینجا «نامزدی» (تعهد ازدواج) بار اصلی را دارد.