لباس /lebɒːs/ NounEnglishclothesРусскийодеждаExampleمن برای سفر، چند دستِ تازهیِ پوشاک (خریدن / تهیه کردن / فراهم آوردن) کردم.I bought some new clothes for the trip.«دست لباس» اصطلاح رایج برای یک ست کامل است.