تعهد /tæ.ah.hod/ Noun

English
obligation
Русский
обязательство

Example

  • شما هیچ «تعهدی» (وظیفه/الزام) برای خرید چیزی ندارید.
  • You are under no obligation to buy anything.
  • در اینجا 'تعهد' بار حقوقی و قراردادی کمتری دارد و بیشتر به معنای آزادی انتخاب است.