تخصیص /tæx.siːs/ Noun

English
allocation
Русский
РАСПРЕДЕЛЕНИЕ

Example

  • ما کل سهم‌بندیِ سالانه‌مان را مصرف کرده‌ایم.
  • We have spent our entire allocation for the year.
  • در اینجا «سهم‌بندی» حسِ محدودیتِ تخصیص را بهتر می‌رساند.