تنگ /tæŋ/ Adjective

English
narrow
Русский
узкий

Example

  • سگ‌های ولگرد در کوچه‌های تنگ و شیب‌دار شهر قدیم پرسه می‌زنند. (کوچه‌های باریک / کوچه‌های کم‌عرض)
  • Stray dogs wander the steep narrow lanes of the old town.
  • تأکید بر محدودیت فیزیکی فضا.