پایگاه رأی /pɒːjiːɡɒːhe ræj/ Noun

English
constituency
Русский
избирательный округ

Example

  • نمایندهٔ مجلس، جلسه‌ای عمومی برای **حوزهٔ انتخاباتیِ** خود برگزار کرد.
  • The MP held a town hall meeting for her constituency.
  • استفاده از ترکیب اضافی (اضافهٔ مقلوب) برای زیبایی کلام.